skip to main
|
skip to sidebar
گفتار نیک
شنبه، فروردین ۲۶، ۱۳۸۵
قلبم به حديثي که شنيدي مشکن
عهدم به خطايي که نديدي مشکن
تيغي که بدان فتح نمودي مفروش
جامي که به آن باده کشيدي مشکن
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
نویسندگان
Saeed
Tehran, Iran
مشاهده نمایه کامل من
اعدام نه
شما با مجازات اعدام موافقید؟
پيوندها
شکلات تلخ
آرشيو گفتار
◄
2009
(1)
◄
ژانویهٔ
(1)
◄
2008
(221)
◄
اکتبر
(31)
◄
سپتامبر
(14)
◄
اوت
(19)
◄
ژوئیهٔ
(78)
◄
ژوئن
(68)
◄
مهٔ
(1)
◄
آوریل
(3)
◄
مارس
(2)
◄
فوریهٔ
(3)
◄
ژانویهٔ
(2)
◄
2007
(53)
◄
نوامبر
(6)
◄
اکتبر
(4)
◄
سپتامبر
(7)
◄
اوت
(1)
◄
ژوئن
(22)
◄
مهٔ
(2)
◄
مارس
(4)
◄
فوریهٔ
(7)
▼
2006
(161)
◄
دسامبر
(12)
◄
نوامبر
(18)
◄
اکتبر
(11)
◄
سپتامبر
(14)
◄
اوت
(34)
◄
ژوئیهٔ
(14)
◄
ژوئن
(17)
◄
مهٔ
(14)
▼
آوریل
(12)
Parvadegara
Eblis va Ensan
کاش می شد قلب ها آباد بود کینه و غمها به دست باد ب...
وقتي سارا دخترك هشت ساله اي بود ، شنيد كه پدر و ما...
برگ از شاخه خسته شده بود پاییز را بهانه کرد. همیشه...
Niki Va Badi
Parvardegara
آنگاه که زندگی همچون ترانه ای جاری می گردد شاد بود...
قلبم به حديثي که شنيدي مشکن عهدم به خطايي که نديدي...
Madar
Pesarake Faghir va Khoda
Eshgh
◄
مارس
(11)
◄
فوریهٔ
(3)
◄
ژانویهٔ
(1)
◄
2005
(45)
◄
دسامبر
(1)
◄
نوامبر
(2)
◄
اکتبر
(6)
◄
سپتامبر
(15)
◄
اوت
(8)
◄
ژوئیهٔ
(9)
◄
ژوئن
(4)
مطالب را از طریق فیدریدر دنبال کنید
دنبال کننده ها
جستجوی این وبلاگ
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر