شنبه، مرداد ۲۱، ۱۳۸۵

Chegoone Amookhtan

جواني نزد سقراط آمد و گفت : مي خواهم فلسفه را از تو بياموزم
سقراط گفت : با يقين آمدي ؟ جوان گفت : بلي
آنگاه سقراط جوان را بكنار حوضي آورد و گفت : سرت را داخل آن كن . جوان سرش را داخل حوض كرد ، لحظاتي بعد ، سقراط گردن جوان را گرفت و داخل آب نگه داشت ، دقايقي چند كه جوان داشت خفه ميشد و دست هاي خود را به نشانه تقلا حركت مي داد ، سقراط گردن او را رها كرد ! جوان نفس نفس زنان سر خود را بيرون آورد و علت اين كار را از سقراط پرسيد ؛ سقراط جواب داد : در آن لحظات با تمام وجود چه چيزي را طلب م كردي ؟ جوان گفت : فقط هوا را طلب مي كردم و بس !

سقراط گفت : حال به خانه برو و فكر كن اگر به مرحله اي رسيده اي كه فلسفه را نيز اين چنين – با تمام وجود
خويش – طلب كني ، آنگاه بيا تا فلسفه را به تو بياموزم

هیچ نظری موجود نیست: