شنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۵

غم را ديدم كه پيالهء اندوه را سر می‌كشد، صدا زدم: شيرين است، اينطور نيست؟ غم پاسخ داد «تو مرا گير انداختی و كار و بارم را خراب كردی، چگونه از اين پس می‌توانم اندوه را بفروشم، در حالی كه تو دانستی غم هم يک نعمت است

هیچ نظری موجود نیست: