یکشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۶

سکان را بده به من

خدا با لبخندی مهر آمیز به من می گوید (( آهای دوست داری برای مدتی خدا باشی و دنیا را برانی؟

می گویم (( البته به امتحانش می ارزد
کجا باید بنشینم ؟
چقدر باید بگیرم ؟
کی وقت نهار است ؟
چه موقع کار را تعطیل کنم ؟ ))
خدا می گوید : سکان را بده به من! فکر میکنم هنوز آماده نباشی

هیچ نظری موجود نیست: